سلام عزیزم
ممنونم که به این وبلاگ سر زدی
میخواستم طی این پست ازتون برای جشن آنلاین که شب پنجشنبه ساعت ۲۱ به بعد برگزار میشه دعوت بعمل بیارم.
دوستانی که ایدیه منو ندارن و می خوان در این جشن بزرگ ایرانیها شرکت کنند میتونند این ایدی (khodaya_f1) رو اد کنند و پنجشنبه شب منتظر این جشن باشن
با حضور گرمتون منو خوشحال میکنید

منتظرتون میمونم فعلاٌ بای

باز هم طبیعت مانند همیشه به ما می آموزد شب سیاه رفتی است هر چند زمانی جانکاه برد ولی خورشید سیاهی را می دَرَد و نور بر سیاهی چیره می گردد. رسم خوشایندی است شب یلدا، مانند دیگر رسوم ایرانی ها شبی برای تجدید پیوندهای خانوادگی، شبی که دوستان گرد هم می آیند تا سحر بیدار می مانند و پیروزی روشنایی لطیف را بر تیرگی پلید نظاره می کنند. در همه ی مراسم ایرانی ها نشانی از ظلم ستیزی مشاهده می کنیم مانند این شب. طولانی ترین شب سال را با همدلی با خانواده و دوستان به شبی کوتاه بدل می کنیم اما.......
آیا در زندان اوین هم برای زندانیان سیاسی به همین شیرینی که برای ماست می باشد؟ آیا این شب سخت تر از شب های دیگر برای کیانوش سنجری نیست؟ آیا سوز سرمای این شب که ما با گرمای خانواده و دوستان تحمل می کنیم سردتر شب های دیگر برای کارتون خواب های سرزمینمان نیست؟
خوش باشید بچه ها.....

سیاهی روزگار کنونی وطن ما اگر بیشر از سیاهی این شب نباشد کمتر از این شب نیست....
سرمای اشکی که با دیدن خانوادهای دردمند در چشمانمان حلقه می زند تا مغز استخوان هایمان می رود....
تلخی فقر در کشورمان را هیچ هندوانه ایی شیرین نمی کند.... آری روزگار غریبی است نازنین، شادی تولد خورشید نا خود آگاه در پستوی خانه هایمان پنهان می شود....
شب یلدا برای من شبی است از دل خوشی های فراموش شده و وحشت های پیش رو ، نمی دانم چرا در این شب ناگهان همه درد های وطنم را به یاد می آورم.....
سنگینی درد فقر در کشور ثروتمندم در این شب سرد سال مرا می شکند و اشک های سردم گرمای مراسم این شب را از من می گیرد........